-'- آسیب شناسی فرهنگ ایثار و شهادت -'-
زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست، اما پرنده عشق، تن را قفسی می بیند كه در باغ نهاده باشند. راز خون را جز شهدا درنمی یابند. گردش خون در رگ های زندگی شیرین است. اما ریختن آن در راه محبوب، شیرین تر است و نگو شیرین تر، بگو بسیار شرین ترین است. راز خون در آنجاست كه همه حیات به خون وابسته است. هر شهید كربلایی دارد و كربلا را تو مپندار كه شهری است میان شهرها و نامی است میان نام ها، نه! كربلا حرم حق است و هیچ كس را جز یاران امام حسین(ع) راهی به سوی حقیقت نیست. برای ما كربلا بیش از آنكه یك شهر باشد، یك افق است، یك منظر معنوی است كه آن را به تعداد شهدایمان فتح كرده ایم. تعریف: ایثار یعنی نثار، نثار هر چیز اعم از مادی و معنوی به دو شرط: 1. در عین نیاز در تعریف واژه ایثار در قرآن كریم آمده است «و یوثرون علی انفسهم و لو كانوا بهم خصاصه» (سوره حشر / آیه 9)، ایثار می كنند بر نفس هایشان ولو به آن نیاز داشته باشند. 2. شرط دوم نیت عمل است. انگیزه عمل فقط و فقط باید عشق و محبت به خداوند باشد و هیچ انگیزه غیر خدایی در آن نباشد. در سوره مبارك دهر آیه 9 ـ 8 آمده است «و یطعمون الطعام علی حبه مسكینا و یتما واسیرا، انما نطعمكم لوجه الله لا نریده منكم جزائا و لا شكورا» به نیازمندان طعام می دهند صرفاً به خاطر خدا و رضای او و بدون توقع و درخواست هیچ پاداش یا چشمداشتی از كسی. لذا به نظر می رسد روح انسان باید از قدرت و عظمت بالایی برخوردار باشد تا بتواند در عین احتیاج به چیزی و داشتن عشق و محبت نسیبت به آن آن را به دیگران ببخشد و هر چقدر این نیاز بیشتر و آن عشق بزرگتر باشد، ایثار متعالی تر می شود، تا آنجا كه خداوند شرط رسیدن به نیكویی را انفاق دوست داشتنی ها بیان می كند «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (سوره آل عمران / آیه 92) هرگز به نیكی واقعی نمی رسید مگر اینكه آنچه را كه دوست دارید ببخشید. گاهی ایثارگر ممكن است قمقمه آبش را در عین تشنگی و یا تكه نانش را هنگام گرسنگی ببخشد. اندازه یا قیمت بخشیده شده نمی تواند ارزش آن ایثار را معین كند زیرا «انماالا عمال بالنیات» ارزش عمل به نیت آن است. هابیل پروارترین گوسفندش را به قربانگاه می فرستد، خلیل عزیزترین و یگانه ترین ثمره حیاتش (اسماعیلش را)، پیامبر خاتم(ص) درآن شب روشن افروز، در آن لیله المبیت، علی(ع) را كه به منزله نفس وجان اوست در بستر می خواباند تا مایه فخر و مباهات خدوند بر ملایكه الله گردد و در جریان مباهله جانش را، نفسش را «علی(ع)» پاره جگرش را «فاطمه (س)» و سید جوانان اهل بهشت «حسنین(ع)» را نثار می كند. عجیب است كه تاریخ ایثار از زمان حضرت آدم(ع) شروع و تا آخرین منجی موعود(عج) ادامه خواهد یافت. هر چند ما از كودكی واژه های روشن ایثار و شهادت را با امام شهیدان و شاهدان و لباس های سیاه عزاداران حسینی و محرم و تاسوعا و عاشورا معنا كرده ایم، اما به علت هاله ای از قدس و عظمت و معصومیت كه چهره مبارك امام حسین(ع) و شهدیا كربلا را فرا گرفته است (كه آنها را گاهی برای ما غیرقابل دسترس می كند) بطور ملموس و عینی شهیدان نزدیك و آشنای كوچه و خیابان های شهرهای سرزمینمان در زمان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس این واژه ها را برای ما بازآفرینی كرده اند. 1. تحریف یكی از مهمترین آفات همه فرهنگ ها و مكتب ها، تحریف است. تحریف از ماده حرف به معنای منحرف كردن و كج كردن یك چیز از مسیر و مجرای اصلی آن بوه و بر دو نوع است: الف ـ لفظی (قالبی) یا پیكری ب ـ معنوی و روحی همانطور كه از نظر نوع، تحریف بر دو قسم است، از نظر عامل محرف نیز بر دو قسم است: الف ـ از طرف دوستان به علت جهالت آنها ب ـ از طرف دشمنان به علت عداوت و زیركی آنها از تحریفات لفظی عاشورا می توان به قضیه شیر و فضه، یا حضور لیلی در كربلا اشاره كرد. یكی از تحریفات معنوی آن به این صورت است كه این حادثه را به عنوان یك حادثه استثنایی و ناشی از دستور محرمانه و خصوصی معرفی كردند كه امام حسین(ع) فدای گناهانامت شد و قیامت او را كفاره عمل بد دیگران قلمداد كردند تا گنه كاران از عذاب بیمه شوند (شبیه فلسفه ای كه مسیحیان در خصوص مصلوب شدن حضرت عیسی(ع) به آن اعتقاد دارند). در عصر حاضر می توان به طور خلاصه به تحریف های خاصی اشاره كرد: قیام و انقلاب مردم را به علت تلاش آنان برای رفاه و نان دانستن و یا بالعكس آن را به علت شدت رفاه! اكثریتمردم قلمداد كردن و نقش محوری واصولی اسلام انقلابی و رهبری مرجعیت معظم و امام راحل را تحت الشعاع مسایل دیگر قرار دادن و یا در جنگ تحمیلی تلاش برای جنگ طلب و جنگ افروز نشان دادن ایران (چیزی كه حتی بالاخره سازمان ملل نیز به آغازگر جنگ بودن رژیم عراق اذعان نمود) و یا خدشه دار كردن انگیزه های پاك و مقدس رزمندگان اسلام و یا ایجاد ابهام در چرایی ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و ... بی مناسبت نیست در اینجا گوشه ای از وصیتنامه شهید جواد پار (یكی از شهدای اردبیل) آورده شود: «به خدا قسم راهی كه انتخاب كرده ام به جز راه الله نیست و از روی حرص به بهشت و یا ترس از جهنم نیست، بلكه فقط به خاطر خدا و اسلام است و برای اینكه شاید توانسته باشم رضای حق تعالی را به جای آورم. خوش به حال آنان كه زندگیشان برای خداست و مرگشان در راه خدا، خوش به حال آنان كه جز خدا راهی ندارند و جز فكر خدا یاری ندارند. از مرگ فراری نیست، خدایی زندگی كنید و شما ای برادران، اسلحه افتاده مرا بردارید و راه شهیدان را ادامه دهید. و بدانید كه آنها به خاطر الله و عشق به او قدم در این راه گذاشته اند و شهید شده اند. تقوا پیشه كنید و بیشتر به معنویت فكر كنید. سنگرم را پر كنید و سعی كنید هر عملی كه انجام می دهید مخلص و خالص برای خدا باشد.» راهكار برای مقابله با تحریفات: در حادثه خونین عاشورا، اسارت اهل بیت عصمت و طهارت عامل بزرگی بود تا عاشورا تحریف نشود وحقیقت وقایع عاشورا به مردم گفته شده و حقیقت قلب نشود. در حال حاضر نیز ما گنجینه عظیمی در دست داریم كه متأسفانه از آن به شدت غافلیم و آن حضور تعداد كثیری از رزمندگان، جانبازان، آزادگان و خانواده های معظم شهدا است كه راویان بلاواسطه و صدیق ایثار و شهادت هستند. به راستی چه كسی بهتر از خودحاضرین در جبهه هیا حق علیه باطل می تواند از چرایی، چگونگی و انگیزه حضور خود صحبت نماید؟ چه كسی بهتر از همسران، پدران و مادران و خانواده معظم شهدا می تواند درباره خصوصیات، رفتارها و عملكرد آن عزیزان سخن بگوید؟ چه كسی بهتر از جانبازان شیمیایی (آن كبوتران خونین بالی كه از معراج عشق برگشته اند) می تواند از صحنه های عظیم و معجزات بزرگ جهاد و شهادت سخن بگوید؟! و ما چقدر در این میان غافلیم كه هر چند روز یكی از آنان به دیار عاشقان ره می سپارد و از دردها و رنج ها و مصائب تلخ روزگار هجران خلاص می شود! به راستی چند سال دیگر پدران و مادران شهدا را در میان خواهیم داشت؟ آن پیرمردان و پیرزنان فرتوتی كه داغ فرزند قدشان را خمیده كرده است و هزاران خاطره ناگفته از جگرگوشه های خود دارند. به نظر می رسد ارتباط مستقیم و تعامل مناسب با این تعداد كثیر از ایثارگران و خانواده های معظم آنها می تواند از این تحریفات جلوگیری كند. 2. حس اسطوره سازی و قهرمان سازی خیالی یكی از احساساتی كه در انسان هست، عشق است و دوست داشتن شدید فرد یا جمع بدون آلایش و بی نظر نفع پرستی. انسان به عشقی مطلق، پاك و مقدس نیاز دارد. اما وقتی كه می بیند همه عشق ها آلودگی، هوس و خودخواهی دارند نیاز او برآورده نمی شود. می بیند آنطور كه می خواهد نیست، پس چه باید بكند؟ رب النوع عشق می سازد، یك احساس، یك فكر، شخیت و تجسم خارجی پیدا می كند می شود یك بت، یك رب النوع و یك شبح خیالی. انسان احتیاج دارد كه در طول تاریخ جامعه انسانی، كسی را ببیند كه در حد اعلی و مطلق فداكاری دارد، یعنی وقتی پای نفع دیگران می رسد و عشق و دوستی به جامعه و مردم خودش و انسانیت و بشریت مطرح می شود، دیگر خودش نباشد. هه منافع و مصالح خود را زیر پا گذاشته و خودش را به سادگی فدا كند، فدای دیگران! نگاه می كند می بیند كسی نیست، اساطیر را می سازد. اساطیر عبارت است از تاریخ، آنچنان كه باید باشد اما نیست. اساطیر مجموعه ای است از نمونه های عالی احساس و تقدس. نمونه های عالی هر زیبایی اعم از مادی یا معنوی. لذا انسان، نمونه اعلای عظمت را به صورت رب النوع می سازد، مثل راما در هند، فتوشی شی شی در چین و ژاپن، زئوس یا ازئیس در روم و یونان، لاخاس در روسیه و یا هركول و ونوس در یونان و ... در هر یك از فرهنگ ها و مذهب ها نمونه انسان هایی كه منبع خیر، بركت، محبت و عشق به دیگران هستند ساخته می شود. اصولاً انسان برای زیستن نیاز به پرستش نمونه های اعلی و متعالی و مطلق و پاك دارد، ولو واقعیت هم نداشته باشد؛ مانند: نمونه های خیالی و اسطوره های تاریخی. آنها كه در حد اعلای انسانیت، تقدس و زیبایی هستند همواره موجب اصلاح و تلطیف روح می شوند. امروزه با فیلم، رمان و تئاتر، اسطوره ها را به تصویر و قلم می كشند... تاریخ انقلاب و جنگ ما پر از اساطیر است آن هم اساطیر واقعی و نه خیالی، انسان های بی نام و نشان و یا چه فرقی می كند، نامداری كه یك شبه ره صد ساله می رود و به اوج عرفان و معرفت می رسد و همه چیز خود را در راه رضای دوست قربانی می كند كه در حدیث قدسی آمده است: «من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته انا دیته». هر كس كه مرا جستجو كند مرا می یابد و آن كس كه مرا یافت می شناسد و آن كس كه مرا شناخت دوستم می دارد و آن كس كه دوستم بدارد عاشقم می شود و آن كس كه عاشقم شد عاشقش می شود و آن كس كه عاشقش شدم او را شهید می كنم و آن كس كه شهیدش كردم خون بهایش بر من است و آن كس كه خون بهایش بر من است من خود خون بهای او هستم. تا اینجای كار مشكلی نیست، زیرا شهدا و ایثارگران به عنوان اسطوره های واقعی می توانند مورد الگوپذیری نسل تشنه الگو كه در بحران هویت دست و پا می زند قرار گیرند. اما اگر فرهنگ و قهرمانان ایثار و شهادت از قابلیت تبعیت و الگودهی خارج شوند (هرچند بسیار مقدس و متعالی) دیگر كاربردی برای تشنگان حقیقت نخواهند داشت. در بعضی از فیلم ها و یا داستان هایی كه درباره دفاع مقدس ساخته می شود، این قضیه كاملاً به چشم می خورد كه یكی دو نفر از رزمندگان با ده ها و بلكه صدها نفر از بعثیان درگیر شده و بی كوچك ترین آسیبی همه آنها را از بین می برند! این صحنه ها هر چند جالب، مهیج و جذاب است، اما به سبب غیرواقعی بودن ممكن است ما را دچار اشتباه بزرگ بینی و دلزدگی كند تا آنجا كه كهلیه رشادت ها و ایثاگری های واقعی آن عزیزان ممكن است زیر پرده ابهام قرار یرد و حتی به عنوان تروكاژهای سینمایی در فیلم های اكشن و پر زد و خورد مطرح شده و در نهایت اعتماد ما را از آنها سلب نماید. راهكار: «شهید یك انسان است و هر انسان یك شهید بالقوه است كه می تواند یا شهادت را انتخاب كند و یا ضلالت را.» در سوره مباركه انسان آیه 3 آمده است: «انا هدیناه السبیل اما شاكرا و اما كفورا» ما انسان را هدایت كردیم، یا شكرگزار شد و یا گمراه، شهدای ما با همه قداست، بزرگی، معرفت و ایثار از بر و بچه های همین كوچه ها و خیابان های شهرهایمان بوده اند. از بین ما، آنها معصوم نبودند،اما راه خود را به درستی انتخاب كردند، راهی كه در نهایت به شهادت و یا پیروزی (احدی الحسنین ـ سوره توبه / آیه 52) ختم می شد. آنها علی رغم این كه بسیاری از عمر خود را در خارج از نظام جمهوری اسلامی و زیر تبلیغات شدید و بی امان رژیم سابق گذرانده بوند و علی رغم سن كم كه برای هر جوان انتهای آمال و آرزو، معمولاً در تحصیل و موفقیت در كار و زندگی و ازدواج خلاصه می شود به آن حد از آگاهی و روشن بینی رسیدند كه گاهی حتی برخلاف تمایل خانواده به معركه آتش و دود وارد شدند تا از شرف و حیثیت خود، تمامیت ارضی سرزمین خویش و ارزش های مقدس فرهنگ و مكتب خویش دفاع كنند. باید آنها را همان طور كه هستند وهمان طور كه بودند خارج از افكار رویایی و داستان سرایی های شاعرانه بشناسیم. آن وقت است كه صرفاً به جای عزاداری و یا ترحم می توانیم رهروی مناسب برای آنها باشیم و در مسیر شكوهمندی گام برداریم كه در انتهای آن، آنها ایستاده اند و چشم انتظار ما هستند... شاید شهدای به جای عزادار و سیه پوش بیشتر به مریدان نیاز داشته باشند. پیروانی كه علاوه بر ماتم و عزاداری بار سنگین امانت آنها را بر دوش كشند. می گویند شهید انسانی است كه زنده او خطرناك و مرده او خطرناك تر است! حق هم همین است، زیرا وقتی كسی شهید می شود مانند روحی جاوید است كه در هزاران جسم و جان دیگر دمیده می شود. درست مانند شمع روشنی كه با تماس كوچكی با شعله اش می تواند هزاران شمع خاموش دیگر را روشن نماید! فقط كافی است آنها را درست معرفی كنیم تا به جای قهرمان های رنگارنگ و دروغین سینمایی و ورزشی و ... به عنوان الگو مورد پذیرش نسل جوان واقع شوند و باعث هدایت و آمادگی آنها برای جهاد و شهادت شوند. 3. رتبه بندی ایثارگران و شهدا ذهن انسان عاشق مقایسه و قیاس است و برای هر چیز رتبه و درجه تعیین می كند. گاهی ما شهدا را تقسیم می كنیم: شهدای شاخص، شهدای غیرشاخص، رزمنده با حضور 6 ماه یا بالاتر، جانباز زیر 25% و بالاتر؛ هرچند ممكن است گاهی هنگام تعریف واژه ها و یا تعریف تسهیلات برای آنها، نیاز به این تقسیم بندی باشد، ولی به راستی چه كسی می تواند یك شاهد یا ایثارگر را رتبه بندی كند؟! نه اینكه به واقع چنین رتبه بندی نباشد. حتماً هست! در احادیث آمده است در قیامت شهیدی می آورند كه وقتی از او پرسیده می شود برای چه به جبهه رفته بودی؟ می گوید برای خدا و می گویند نه! تو به خاطر شهرت و نام رفته بودی و آن راهم به دست آوردی! دیگری معلوم می شود كه به خاطر طلب غنیمت رفته بوده است و ... تعدادی نیز خالصاً و مخلصاً (قربه الی الله) به جهاد رفته و به فیض شهادت نایل شده بودند. سخن من این نیست كه چنین مقام ها و رتبه هایی وجود ندارند؛ بلكه می گویم كه ما حق این رتبه بندی را نداریم، چرا كه همه این مسایل خارج از میزان درك و حوزه معرفت ماست. به راستی ما چه می دانیم كه نیت كدام شهید پاك تر و الهی تر بودهاست؟ اصلاً به ما چه مربوط است؟ مگر جانباز ما می دانست كه این گلوله قرار است به كجایش بخورد؟ آیا او را 5% جانباز می كند یا 70% و یا 100% و یكسره خلاص میشود! چیزی كه می دانیم و شكلی در آن نیست این است كه شهید به محض شهادت از همه گناهان (به جز حق الناس) پاك می شود. و بالاتر از شهادت هیچ فضیلتی و برتری وجود ندارد و مقامی جز مقام انبیا و اولیا از شهدا برتر نیست. همین هم برای ما كافی است، زیرا نشئه دنیا (برهه ای كه ما در آن هستیم) شب است، نامشخص و نامعلوم است. آنجا كه روز است و روز واقعی است، قیامت است (كه هماره از آن به عنوان «یوم» نام می برد، یوم القیامه، یوم الدین ، یم التغابن...). چیزی كه قیامت را روز و دنیا را شب می كند خورشید و ماه نیست، زیرا كه در آن روز (اذا الشمس كورت ـ سوره تكویر / آیه 1) خورشیدی نیست تا نشانه روز باشد (اذا الكواكب انتثرت ـ سوره انفطار / آیه 2) ستاره ها پراكنده شده اند و نیستند تا نشانه شب باشند. آنچه كه قیامت را روز و دنیا را شب می كند این است كه آن زمان دیگر همه چیز مشخص است، هیچ چیز در پرده ابهام و تاریكی نیست، دیگر خداوند رحمان و رحیم به خاطر رحمانیت و ستّاریت نیات و گناهان بندگان خویش را از دیگران پنهان نمی كند (یعرف المجرمون بسیماهم ـ سوره الرحمن / آیه 41) و از ظاهر هر شخص جرم یا بی گناهی او مشخص است و لذا شاید بهتر باشد دسته بندی شهدا و ایثارگران را به زمان و برهه دیگری واگذاریم. 4. عدم آشنایی با روش های مدرن و جذاب تبلیغی برای شناساندن فرهنگ ایثار و شهادت عم ارتباط كافی و مناسب با نسل جوان و عدم انتقال مناسب فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار به آنها وانفعال در برابر هجوم فرهنگ دهكده جهانی از معضلات و آسیب های جدی فرهنگ ماست. امروز جهان دنیای رنگ و نور و صدا است. از جمله مباحث مطرح و جدید (up to date) و فوق العاده مهم غربی ها، روان شناسی جهان معاصر است كه زیر ساخت ها، لایه های اصلی رفتار و فرهنگ و مبادی اخلاق و معنوی تمدن ها را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به مباحث مطرح در روان شناسی (تقسیم ذهن به خودآگاه و ناخودآگاه، تخیل و رؤیا) و تاكید روی روانكاوی كه توسط فروید صورت گرفته از این نظر جهان امروز، جهان تصویر، نور، رنگ، سینما و پردازش اطلاعات است. اهرم های جدی قدرت و كنترل آن در جهان امروز دراختیار دنیا انفورماتیك است و تمدن های مسلط می دانند چگونه حكومت كنند و با استفاده از سیستم های بسیار قدرتمند ارتباطی و شناخت مبانی نظری روانكاوی انسان چگونه بر جان و روح انسان ها نیز مسلط شوند. حدود 40 سال پیش مارشال مك لوهان اصطلاح دهكده جهانی را مطرح كرد. در این دیدگاه، قدرت و نفوذ امواج ماهواره فاصله ها را حذف كرده و مرزهای جغرافیایی صرفاً مرزهای شیشه ای است و فاصله انسان ها با اتفاقات به صفر رسیده و دنیا عملاً بسیار كوچك شده است. از جمله خصوصیات این دهكده، تأثیر و تأثر بسیار بالا و ارتباط عمیق افراد است. هالیوود سالانه 700 فیلم تولید می كند كه 80 درصد كشورهای جهان سینماهایشان بطور مستقیم از آن استفاده می كنند و از این تعداد 90 فیلم بطور مستقیم یا غیرمستقیم با سرمایه گذاری و سفارش سناریو توسط سازمان CIA ساخته می شود كه نقش بسیار مخربی را در بین جوانان و كودكان ایفا می كند. در این خصوص به مثال هایی اشاره می شود: در یك سكانس از شوی رقص مردگان مایكل جكسون (كه در بیش از 70 كشور جهان كنسرت اجرا كرده است) مردگان از تابوت خارج شده، از زمین بیرون می آیند تا رقص خود را اجرا كنند، هنرپیشه نیز باید تغییر ماهوی دهد و همراه با آنها رقص خود را ادامه دهد. در فیلم Blade (تیغ) نیز انسان در حالی كه در سرعت جنون آمیز شهر گم شده، برای گریز از این سرعت به موسیقی پناه می برد و در نهایت این فیلم با بارش خون بر سر و صورت رقصندگان به اتمام می رسد. در فیلم مصاحبه با خون آشام (Interview with the vampire) كه از بازیگرانی چون تام كروز (Tom Cruise) و براد پیت (Nrad pit) كه این دو بعد از لئوناردو دی كاپریو هنرپیشه تایتانیك، دو بازگر طراز اول از نظر محبوبیت در بین جوانان غربی محسوب می شوند استفاده می شود، خون آشامی و آماده كردن قربانی برای استفاده از خونش به تصویر كشیده شده و در تلخ ترین سكانی فیلم حتی یك دختر 9 ساله نیز توسط تام كروز خون آشام می شود. این فیلم ها كه انسان در آن به اوج پستی و حیوانیت (خون آشامی) می رسد، ارمغان جدید هالیوود برای بشریت است كه تأثیرات بسیار مخربی بر مخاطبین خود می گذارد. در بازی های رایانه ای هم نوعی عریانی ذهنی ایجاد می شود و هم ذات پنداری و تأثیرات روانی ناشی از آن بالاخص در كودكان بسیار بالا است. قبلاً نیز در بازی wolf3D كه جزء بازی های قدیمی رایانه ای است قهرمان بازی یك پارتیزان بود كه از یك اردوگاه نازی فرار كرده و سربازان نازی را می كشت و اسلحه و ذخایر مالی آنها را به غنیمت برده و بعد از طی مراحل بسیار مشكل و در مرحله دهم و آخر بازی هیتلر را كشته و با فریاد I WON «من بردم»، بازی به اتمام می رسید. در سال های اخیر بازی رایانه ای كه در آتاری نیز قابل استفاده است به نام یامهدی(عج) طراحی شده است. نام اصلی این بازی جهنم خلیج فارس (Persian gulf inferno) است كه یك بسیجی رزمنده با رنگ كاملاً سیاه یا مهدی(عج) می گوید، زمینه نمایش كاملاً قرمز است. از نظر روان شناسی رنگ ها، رنگ قرمز رنگ خشونت و خون طلبی و رنگ سیاه رنگ نفرت و عزا است. قهرمان بازی یك آمریكایی است كه در یك پایانه نفتی در خلیج فارس مشغول حركت است كه در واقع كودك خود را به جای می پندارد و بازی می كند. افرادی در برابر او قرار می گیرند و می خواهند او را نابود كنند. مشخصه این افراد گفتن كه در یك پایانه نفتی در خلیج فارس مشغول حركت است ك در واقع كودك خود را به جای او می پندارد وبازی می كند. افرادی در برابر او قرار می گیرند و می خواهند او را نابود كنند. مشخصه این افراد گفتن یا مهدی(عج)، الله اكبر و لا اله الا الله است كه از شعارهای اصلی مسلمین و بالاخص رزمندگان بسیجی محسوب می شود. كودك باید بلافاصله با شنیدن صدای یا مهدی(عج) شلیك كند و گوینده را بكشند والا خود كشته می شود. می دانید از نظر روان شناسی حافظه هیچ گاه به صفر نمی رسد. با توجه به اصل معروف پاولف، هر كودكی در جهان (از هر نژاد و زبان) فقط ده بار این بازی را انجام دهد به دلیل التهابات شدید روحی نسبت به شعار یا مهدی(عج) شرطی می شود و با شنیدن این شعارها دچار نفرت و خشم شده و تمایل به شلیك پیدا می كند. این بازی دارای ده تا یازده مرحله بوده و با كشته شدن حزب اللهی های یا مهدی گو و پیروزی آمریكایی ها تمام می شود «یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون» (سوره صف / آیه 8). به نظر می رسد تأكیدات فراوان مقام معظم رهبری در خصوص جنبش نرم افزاری و استفاده مناسب و به روز از هنر متعهد بتواند راهكار مناسب و مؤثری برای مقابله با این تهدید قوی و خطرناك ارایه نماید. 5. محصور و مقید نمودن شهدا و ایثارگران در دایره های تنگ و كوچك و حقیر حزب ها، انجمن ها و گروه ها تعداد قلیلی از شهدا به احزاب و گروه های خاص (در داخل نظام) تعلق داشته اند، ولی حتی در مورد آنها نیز محصور كردنشان به فضای كوچك حزب ها و گروه های سیاسی، ظالمانه به نظر می رسد؛ زیرا شهید بزرگتر از زمان و مكان است، شهید انسانی است كه روحش به آن درجه از خودآگاهی و یقین رسیده است كه جسمش حتی در حصار تنگ كوچه و خیابان روستا یا شهر خویش در این دنیای خاكی نمی گنجد. تعدادی از شهدا به آن مرتبه از عرفان وانقطاع عن ماسوی الله «و تبتل الیه تبتیلا ـ سوره مزمل / آیه 8» رسیده بودند كه دعا كرده اند هرگز پیكرشان یافت نشود و حتی وجبی از خاك این دنیا را اشغال نكند! بسیاری از جاویدالاثرها جزء این دسته از شیفتگان هستند و چقدر تلخ است این شهدایی كه از ملك و ملوك گذشته اند و حتی تاب تحمل پیكر نحیف خود را ندارند، وارد بازی های سیاسی قدرت چپ و راست شوند. شهید و شاهد قابل دربند شدن در اساسنامه، مرامنامه و اصول و تشكیلات حزب ها و دسته های سیاسی (هر چند مؤمن و مذهبی) نیست. شهدا به یك مفهوم به حزب الله تعلق دارند؛ حزب اللهی كه غالب و پیروز است «الا ان حزب الله هم الغالبون ـ سوره مائده / آیه 56» یابه شهادت می رسد كه اوج آرمان و نهایت خواسته اوست و یا به پیروزی «نصر من الله و فتح قریب ـ سوره صف / آیه 13» و این اوج رستگاری است «الا ان حزب الله هم المفلحون ـ سوره مجادله / آیه 22». لذا به نظر می رسد راهكار اصلی قضیه این باشد كه هیچ حزب و گروهی نباید اجازه داشته باشد كه با استفاده از ابزاری چهره شامخ و نورانی شهدای والاتبار را مكدر كند و ما نباید صرفاً جهت پوشاندن نقاط ضعف خود یا دیگران و یا عدم پاسخگویی مناسب بعضی از دستگاه های دولتی در برابر مردم، وجهه شهدا را مخدوش كنیم كه شهید، خود، شاهد است. شاهدی بزرگ و گواهی بینا بر مظلومیت خویش و بر عملكرد ما. 6. تكرارهای بیهوده و برخورد قشری، شعاری و كلیشه ای از سر رفع تكلیف و خالی نبودن عریضه صرفاً جهت ارایه گزارش عملكرد به مقامات مافوق اداری و عدم ارتباط كافی و مناسب با نسل جوان و عدم انتقال مناسب فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار و دفاع به آنها شهادت را نمی توان گزارش كرد، شهادت را باید تجربه كرد! نباید فقط روضه شهید بخوانیم، بلكه باید پایانه عقیدتی جهاد و شهادت را تبیین كنیم. به راستی كه دیگر وقت كارهای ت كراری و برنامه های كسل كننده و بی هدف سپری شده است و در این مقطع عدم توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و فكری نسل فعلی خطرناك است، زیر این نسل در صحنه های پرشكوه انقلاب و جنگ و حال و هوا و فضای آن روزگاران مبارك (یاد باد آن روزگاران یاد باد) حضور نداشته است. شاید برای كسانی كه گرد و خاك جبهه را استشمام كرده اند، تلنگری و عكس و نواری كای باشد تا بلافاصله روح خسته و ذهن مشتاق آنان را به فضای مقدس و روحانی سنگرها و خاكریزها ببرد، اما برای دیگران قضیه فرق می كند. با وجودی كه كسانی كه امروزه آنها را به عنوان نسل سوم انقلاب نام می بریم از ابتدای تولد در نظام كریمه جمهوری اسلامی رشد و تكوین یافته اند و با وجود تبلیغات وسیع در در و دیوارها، مدارس، صدا و سیما، كتابها، نشریات و مجلات گوناگون، متأسفانه یا به علت نبودن جهت دهی مناسب این تبلیغات و یا آشنا نبودن و عدم تجهیز متولیان مربوطه با روشهای مؤثر و دارای بازده، بعضی از جوانان و كودكان مابه جز اطلاعات ناكافی و گاهی غلط، برداشت مناسبی از فرهنگ ایثار و شهادت ندارند. راهكار: مقاله مفصلی به قلم نویسنده در خصوص چگونگی اجرای یادواره ها، جشنواره ها و مراسم تكریم و تجلیل از شهدا و ایثارگران نوشته شده است كه به خلاصه آن اشاره می شود. كوتاه سخن آنكه مراسم همایش و مسابقه و یادمان شهدا باید با استفاده از روش های تبلیغی جذاب، رسا، موثر و مدرن قادر به ایجاد ارتباط بین نسل های فعلی با ارزش ها و آرمان های شهدای بزرگواری باشد كه در سن و سال جوانان امروز از همه چیز خود گذشته و به جبهه های جوانمردی و شجاعت پای نهادند تا از مرز و بوم میهن اسلامی دفاع نمایند و پیام مظلومیت خویش را به گوش همه آزادگان جهان برساند. تجلیل عمیق و هدفمند از شهدا از سویی پیام این ذخایر گرانبها را در معرض دید همگان قرار داده و از سویی به ملت و نسل كنونی نوعی حیات مكتبی، ایدئولوژیك و پایدار می دهد و حماسه استقامت و بیداری را در گوش جان آنها زمزمه می كند. یادمان شهدا به عنوان انسان هایی بزرگ و سرافراز، جریان شایسته سالاری و لزوم حفاظت از شجره طیبه انقلاب (كه لا شرقیه و لا غربیه است) و اصول و ارزش های آن را به منصه ظهور می رساند. یادمان شهدا، انسان هایی را به تصویر می كشد كه ضمن برخورداری از زهد و ایثار و شجاعت، از اندیشه و معرفت دینی برخوردار بودند و تجلیل عاشقانه از شهدا اگر با تدبیر و معرفت همراه گردد، بیرگترین عرصه شكوفایی اقتدار ملی و امنیت داخلی است و همواره حتی ابهت یاد و خاطره شهدا، اردوگاه دشمن را به لرزه می افكند. روشهای تجلیل باید مؤثر، مستدام، هدفمند و با برنامه ریزی قبلی و زمان بندی مشخص انجام شود و طی آن از هماهنگی ارگانهای ذیربط و كلیه علاقمندان توانا كه با اخلاص و صرفاً برای ادامه راه شهدا حاضر به تلاش و كوشش هستند استفاده نمود و با تقسیم مناسب وظایف و استفاده از بودجه كافی و امكانات مكفی و حمایت همه جانبه مادی و معنو یانی وظیفه شاق و دشوار را انجام داد. 7. بزرگ نمایی بی حاصل و مانور تبلیغاتی غیرواقعی در خصوص مزایا و تسهیلاتی كه به حق ولی به مقدار قلیل به خانواده شهدا و جانبازان (شهدای زنده) تعلق می گیرد. در عین عدم تأمین نیازهای طبیعی و ضروری بسیاری از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران توسط بنیادها و سازمانهای مرتبط و عدم تكریم و ارزش گذاری مناسب آنها با اكتفا به تشكیلات و سازمانهای عریض و طویل دولتی و حركت های موازی یا متقاطع برای رسیدن به وضعیت زندگی و معاش آنها، عدم شفاف سازی تسهیلات و بزرگ نمایی آنها در جامعه قضیه را تلخ تر می كند و از مشكلات اصلی شهدا و ایثارگران است. به راستی چه چیزی می تواند در مقابل شهادت، به شهید یا خانواده او پرداخت شود تا در مقابل عظمت و ارزش شهادت و یا در مقابل خسارتی كه پدر و مادر و یا همسر و فرزندان او از شهادت و فقدان عزیزترین جگرگوشه و تكیه گاه خود می بیند سنگینی كند؟ هیچ، همچنان كه هیچ برّی بالاتر از شهادت نیست و هیچ امتیازی همسنگ شهادت نخواهد بود! و همچنان كه هیچ عملی برتر از رسیدگی به خانواده شهدا نیست، هیچ ما به ازای خارجی نمی تواند جبران ذره ای از مصایب، دلتنگی ها، گریه ها و خون جگرهای آنها را بنماید. پس ابتدا مشخص می شود كه هر تكریمی نسبت به این عزیزان ناچیز و كوچك است و ما و همه داعیه داران خدمتگزاری به ایثارگران موظفیم بدون منت و چشمداشت و بدون ایجاد ذره ای حس حقارت یا مسایلی مانند این وظایف خود را در قبال آن عزیزان انجام دهیم. عجیب است كه در كشورهایی چون آمریكا و ژاپن كه از نظر مكتبی هیچ اعتقادی به شهید و شهادت وجود ندارد، خدمات بسیار بزرگ و قابل توجهی همراه با تقدیر و تكریم و احترام نسبت به سربازان زمان جنگ و یا آسیب دیدگان از جنگ های جهانی، ویتنام و یا سایر تهاجمات نظامی آمریكا به شرق و غرب عالم انجام می شود كه بعضاً برای ما غیرقابل تصور است. در سایت veterans Affair به بعضی از این تسهیلات كه در ابعاد مختلف آموزشی، درمانی، مادی و ... انجام می شود، اشاره شده است. خلاصه ای از ترجمه سایت جهت اطلاع در ذیل اورده می شود. تسهیلات ویژه برای سربازان جنگی در آمریكا شامل: 1. ارایه سرویس مسكن (دائم یا درازمدت اجاره ای) برای ایثارگران و وابستگان آنها 2. مراكز خدمات مراقبتی به زندانیان جنگ و دارندگان نشان افتخار و سربازان جنگ خلیج فارس Federal Benefits for veterans and dependents Health care شامل پرستاری در منزل، امكانات پزشكی و توانبخشی، تسهیلات دارویی، دندانپزشكی و معالجه بیماران الكلی و معتاد، تسهیلات بصری و سمعی و اعضای مصنوعی 3. مراكز مشاوره آموزش های شغلی 4. دفتر آموزشی رزمندگان كه برای آموزشی رزمندگان در كالج ها و دانشگاه های آمریكا را بررسی و كنترل می كند و پشتیبانی آنها را تا گرفتن مدرك بر عهده دارد. 5. كالج هارپر و دانشگاه تنسی برنامه هایی برای آموزش رزمندگان و آموزش مكاتبه ای تدارك دیده ند. 6. كالج Erie برنامه های آموزشی را برای داوطلبان از اول ژوئن 1985 تا 1998 ارایه نموده و وزارت دفاع آمریكا برای كسانی كه از سال 1977 مشاركت های فعالانه داشته اند تا سقف 8100 دلار هزینه تحصیل پرداخت می نماید. 7. در ایالت تگزاس General Texas Veterans Health Care system تسهیلاتی را برای سربازان جنگ ویتنام، جنگ های خارجی و سرابازن دارای نشان افتخار در نظر گرفته است. 8. پذیرش دانشگاه امپوریا Emporia state university شرایط ویژه ای برای Veterans در صورتی كه دارای ناتوانی جسمی حداقل 20% باشند تدارك دیده و به سربازان قدیمی دارای ناتوانی در زمینه كاریابی، تسهیلات آموزشی، مدارك عالی شغلی، مدارك دانشگاهی و حرف شغلی به خود و خانواده هایشان ارایه می دهد. 9. در دپارتمان امور سربازان، زیر آرم دپارتمان جمله Putting veterans first (ایثارگران مقدم هستند) حك شده است. 10. در دانشگاه اكلاهاما میلیون ها دلار برای امور آموزشی، بهداشتی و مشاوره ای سرابازن هزینه می شود. در ژاپن نیز: 1. بازماندگان هیروشیما و ناكازاكی از تسهیلات ویژه مراقبت های پزشكی برخوردارند. 2. برای بستگان و فرزندان مبارزان جنگی تسهیلات ویژه ای وجود دارد. 3. در زمینه تهیه مسكن به افراد فاقد مسكن مساعدت لازم انجام می شود. 4. مركز نگهداری بیماران كهنسال سربازان دوره جنگ وجود دارد. 5. مركز مجهزی شامل تخصص های مختلف پزشكی برای درمان و مراقبت از سربازان قدیمی دوران جنگ وجود دارد. متأسفانه در مورد ایثارگران ما ضرب المثل آش نخورده و دهان سوخته تداعی می شود. 8. احساس گناه و خودكم بینی و ضعف روحیه خودباوری گاهی توسط تعدادی از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران كه ازسهمیه های مختلف (در زمینه اشتغال یا تحصیل) استفاده می كنند به علت عدم آگاهی و توجیه آنها و مردم از وضعیت واقعی سهمیه ها این احساسات نامطلوب به چشم می خورد. همانطور كه اشاره شد، علی رغم این كه تسهیلات و امكاناتی كه در كشور ما به ایثارگران داده می شود به هیچ وجه قابل مقایسه با امتیازات داده شده توسط كشورهای دیگر نیست، به علت تبلیغات غلط و بزرگنمایی های غیرواقعی آن چنان این سهمیه ها بزرگ نشان داده شده اند كه گاه در بین مردم عادی (كه از سهمیه ها برخوردار نیستند) باعث ناراحتی، دلسردی و عدم پذیرش می شود و در بین خود ایثارگران، یا استفاده از آنها مخفی شده و بروز داده نمی شود و یا باعث احساس گناه و حقارت آنها می شود. مثال روشن: در حال حاضر در جامعه ما چیزی كه به عنوان یكی از معضلات اصلی جوانان مطرح می شود، سد كنكور است كه واقعاً مایه اضطراب و استرس دانش آموزان می باشد. معمولاً مرسوم است كه هر كس كه در كنكور قبول نمی شود، در صورتی كه خانواده یا دیگران علت آن را از او بپرسند می گوید تقصیر سهمیه ها است كه 40% دانشگاه را به خودشان اختصاص داده اند. شاید بهتر باشد قضیه سهمیه ها را برای یك بار هم كه شده به طور واقعی به جامعه توضیح دهیم. سهمیه مورد استفاده عزیزان شاهد وایثارگر دو سهمیه است: 1. سهمیه شاهد 2. سهمیه رزمندگان 1. سهمیه شاهد: سهمیه شاهد (كه صرفاً مختص فرزندان و همسران شهدا و یا جانبازان بالای 50% است) صرفاً 5% بوده و مازاد بر ظرفیت دانشگاه است؛ یعنی مثلاً اگر دانشگاه علوم پزشكی اردبیل در ترم جاری 100 نفر دانشجو پذیرش می كند، 105 دانشجو به آنجا معرفی خواهند شد كه 5 نفر آن شاهد خواهد بود و آن 5 نفر نیز بید 75% نمره قبول شدگان در دانشگاه ها را كسب كرده باشند تا بتوانند وارد دانشگاه شوند؛ یعنی دانشجوی شاهد نه تنها میز كسی را اشغال نكرده است، بلكه حتی كلیه هزینه های كلاس، تحصیل، آزمایشگاه و ... از ثبت نام تا زمان فراغت از تحصیل از طرف سازمان های مربوطه به آموزش عالی پرداخت می شود، در حالی كه در مورد غیر شاهدها چنین نیست. ......