» مقدمه
كشور بنگلادش در شمال شرقي جنوب آسيا واقع شده است. اين كشور بعد از جنگ آزادي بخش سال 1971 به كشوري مستقل تبديل گردد. مساحت اين كشور بالغ بر 2 km 147570 ميباشد. اين كشور بين 34/20 و 38/26 درجة عرض جغرافيايي از جانب شمال و 1/88 و 41/92 درجه شرقي طول جغرافيايي در مدار برج سرطان قرار گرفته است اين كشور از سه طرف شمال، غرب و شرق با كشور هندوستان از جهت جنوب شرقي با كشور برمه و از جانب جنوب با خليج بنگال داراي مرز مشترك ميباشد. بنگلادش كشوري ساحلي است كه داراي شش فصل در طول سال ميباشد. يعني هر دو ماه نمايندة يك فصل ميباشند درجه حرارت ماههاي سرد در اين كشور بين 12 ِ 10 درجه سانتيگراد و در ديگر ماهها بين 40 ِ 28 درجه سانتيگراد ميباشد.
ميزان بارندگي سالانه در نواحي غربي 160 سانتيمتر تا 200 سانتيمتر، در نواحي جنوب شرقي cm 400 ِ 200 و در نواحي شمال شرقي cm 400 ِ 250 ميباشد. تراكم جمعيت در بنگلادش بالاست بطوري كه در هر كيلومتر مربع از خاك اين كشور 755 نفر سكونت دارند. جمعيت اين كشور بالغ بر 120 ميليون نفر ميباشد كه تقريباً نيمي از جمعيت متعلق به زنان كشور است. نرخ سواد در اين كشور 4/32% ميباشد. بيشتر زمينهاي اين كشور زمينهاي قابل كشت ميباشند در نتيجه 5/68% از جمعيت اين كشور كشاورز هستند. ساكنين اولية اين كشور اغلب از قبايل آسيايي ميباشند كه بعدها اقوامي از هندغربي نيز به اين اقوام ملحق گرديده اند. به تدريج با گذشت زمان مردمي از قبايل ديگر مثل سياهپوستان، مغولها و... يكي پس از ديگري به اين سرزمين مهاجرت نمودند. در برههاي از زمان ازدواجهاي نژادي مختلف منتج به پيدايش نژاد جديدي تحت عنوان بنگالي گرديد. زبان اين كشور نيز پس از پيدايش نژاد بنگالي زبان اين كشور به صورت فرم جديدي تحت عنوان زبان بنگالي درآمد كه امروزه زبان ملي و همچنين زبان ايالتي اين كشور محسوب ميگردد. قبايل مختلف با وجود زبان رسمي بنگالي هر يك با زبانهاي محلي خود به تكلم ميپردازند. از جمله اين زبانها مي توان به chakam) ، marma ، manipuri ، Garo ، (Hajong اشاره نمود.
افراد تحصيل كرده كشور بنگلادش قادر به تكلم به زبانهاي انگليسي، هندو، اردو و عربي ميباشند. مذهب اكثريت مردم اين كشور اسلام است و مذاهب ديگر چون هندو، بودايي و مسيحيت در اقليت قرار دارند. بدين ترتيب از تعداد كل جمعيت كشور 3/88 درصد مردم مسلمان 5/10 درصد هندو و 6/0 درصد بودايي و 3/0 درصد مسيحي هستند. با وجود اقوام مختلف در كشور دولت بنگلادش دولتي وحدت طلب ميباشد. اولين قانون اساسي كشور بنگلادش با يك سيستم پارلماني در سال 1972 به تصويب رسيد. در سال 1975 قانون اساسي اصلاح يافته و سيستم ادارة كشور به جمهوري تغيير يافت.
» فرهنگ
كلمة فرهنگ مشتق از كلمه لاتين cultura به معني خاك ميباشد. اما جامعهشناسان از اين كلمه به تمامي شيوه هاي زندگي مردم در يك كشور ياد ميكنند. در مكالمات روزمره ممكن است كه از كلمة فرهنگ به فعاليتهايي كه در زمينه هاي هنر، ادبيات و موسيقي انجام ميگيرد نام برده شود. در حالي كه كلمة فرهنگ كلية هنرها، عقايد، آداب و رسوم، ابداعات، زبان و فنآوري را در بر ميگيرد. فرهنگ آيينه يك ملّت است، براي اينكه بخواهيم ملّتي را بشناسيم ابتدا بايد فرهنگ آن كشور را مورد بررسي قرار دهيم. فرهنگ كشور بنگلادش در جامعهاي با ساكنين آسيايي پايه ريزي گرديد، بعدها با ورود قبايل متهاجم، نژادهاي گوناگون و فرهنگهاي مختلف پديد آمد. عقايد مذهبي حكمرانان كشور نقش بسيار مهمي در شكل گيري و توسعة فرهنگ كشور بنگلادش داشته است.
مذهب بودا در دوران حكومت pala يعني 750 ِ 1160 سال بعد از ميلاد مسيح، مذهب هندو در دوران حكومت sena يعني 1205 ِ 1095 بعد از ميلاد مسيح و تأثير دين اسلام در زمان حكومت سلاطين مغول يعني 1757 ِ 1205 بعد از ميلاد مسيح در شكل گيري فرهنگ اين كشور از اهميت ويژه اي برخوردار است. با اينكه فرهنگ كشور بنگلادش تمامي عناصر قابل پذيرش نظير (مذهب و غيره) را در طول فرآيند درازمدت رشد خود پذيرفته امّا بعد از جنگ آزاديبخش سال 1971 به يك حكومت غيرمذهبي مبدّل گرديد.
» ويژگيهاي فرهنگ بومي بنگلادش
كشور بنگلادش داراي تعداد متعددي فرهنگهاي بومي در سراسر حيات ملّي خود ميباشد كه همه روزه در فعاليتهاي روزانة مردم مشاهده ميگردد. بررسي اين قبيل فرهنگهاي بومي و تنوعات گسترده موجود در آن در جهت بدست آوردن تصوير مشخص از فرهنگ كشور بسيار كارآمد ميباشد.
» زندگي اجتماعي بنگالي
اكثريت مردم بنگالي كشاورزند كه 5/68 درصد از كل جمعيت كشور را در بر ميگيرد. 5/79 درصد از مردم اين كشور يعني 68000 نفر در روستا زندگي ميكنند. بنگاليها مردماني ساده، مبادي آداب و مهمان دوست ميباشند. آنها معمولاً به صورت خانواده هاي گروهي زندگي ميكنند. قيد و بند خانوادگي در اين كشور مقدس بوده و افراد مسن خانواده از احترام ويژه اي برخوردارند.
» تغذيه
برنج غذاي اصلي مردم بنگلادش ميباشد. علاوه بر برنج، ماهي، عدس و سبزيجات خوراك اصلي مردم را تشكيل ميدهد. انواع مختلفي از كيكها و شيرينجات بسته به طعم و مزه در اشكال مختلف نظير پرندگان، ماهيها، چرخ، ماه، ستاره، اسب، گاو و غيره طبخ ميگردند.
» پوشاك و زيورآلات
لباسهاي بسيار متنوعي در كشور بنگلادش وجود دارد. لباسهاي نخي و لباسهاي بافته شده با پارچههاي كشباف با نام kurta لباس مردان نواحي روستايي و پيراهن، شلوار و پيژامه لباس مخصوص مردان مناطق شهري است. لباس ساري لباس ملّي زنان اين كشور است. در زمانهاي قديم زيورآلات توسط مردان و زنان بنگالي مورد استفاده قرار ميگرفته، امّا امروزه مردان از زيور آلات استفاده نميكنند. بلكه اين نوع پوشش توسط زنان و آن هم بطور افراطي استفاده ميگردد. زنان بنگلادشي تقريباً در تمامي اعضاي بدن خود نظير سر، مو، گوش، بيني، گلو، بازو، انگشت، كمر و پا از زيورآلات استفاده ميكنند. موي بلند زنان در فرهنگ بنگلادشي نشانهاي از غرور و زيبايي زن است. زنان بنگلادشي بسيار خجالتي بوده و تقريباً تمامي اعضاء بدن خود را با لباس ملي ساري و حتي سر و صورت خود را با تكه پارچههايي با نام Ghamta ميپوشانند.
» مسكن
روستائيات بنگلادشي در داخل كلبههاي حصيري و چوبي زندگي ميكنند. چوب و ساقههاي درخت و نوع خاصي از علف با نام (ULU) براي ساختن خانه هاي روستايي مورد استفاده قرار ميگيرد. براي ساختن ريسمان و پوشاندن سقف خانه ها از كَنَف هندي، ني و گياهان خزندة وحشي استفاده ميكنند. در بعضي از مناطق روستايي، خانه هايي با ديوارهاي گلي نيز يافت مي شود. از آنجايي كه بنگلادش كشوري بارانخيز است سقف كلبههاي آن اغلب به شكل خاصي با نام Dochala كه منحصربه اين كشور نيز ميباشد، پوشانده مي شود. خانه هايي با پوششهاي گالوانيزه به ندرت در روستاهاي بنگلادش به چشم مي خورد. در حالي كه تمامي خانه ها و ساختمانهاي شهري داراي اين نوع پوشش ميباشند.
» جشنها و اعياد ملّي
زندگي بنگاليها روزگاري پر از جشنها و اعياد گوناگون ميبود. در دوران باستان و قرون وسطي و قبل از ورود بريتانياييها به اين كشور مردمان اين كشور با وجود اقتصاد غني و عدم ضعف مالي روزگار خوشي را سپري ميكردند. به خاطر همين غناي اقتصادي، مردم از ساعت فراغت بيشتري برخوردار بودند، بنابراين ساعت فراغت خود را با شادي و پايكوبي و برگزاري جشنها سپري ميكردند. جشنها و اعياد بنگاليها اغلب به دو دسته، جشنها و اعياد مذهبي و غيرمذهبي تقسيم ميگردد. از آنجايي كه كشور بنگلادش كشوري حاصلخيز است و اكثريت افراد اين كشور يا به كار كشاورزي مشغول بوده يا در حرفه هاي مربوط به آن به فعاليت ميپردازند، از اين رو، Nabanno (جشن برداشت محصول)، مهمترين جشن كشور محسوب مي شود. اين جشن مراسمي غيرمذهبي است كه تقريباً تمامي بنگاليها در آن شركت ميكنند. از جملة جشنهاي غيرمذهبي ديگر مي توان به جشن pahela Baisakh يا جشن سال نو بنگالي، جشن روز استقلال (بيست و ششم مارس)، جشن روز پيروزي (شانزدهم دسامبر) و جشن روز زبان تاريخي (بيست و يك فوريه) اشاره نمود. از جملة جشنهاي مذهبي مي توان به عيد فطر، عيد ميلاد نبي، جشن شب قدر كه متعلق به مسلمانان است اشاره نمود. هندوهاي ساكن بنگلادش نيز داراي اعياد مذهبي نظير Duria puja ، kaly ، saras vati ، qanmasthami puga ميباشند. بودائيان ساكن كشور نيز داراي اعياد مذهبي و غيرمذهبي نظير Boddnapurnima و روز كريسمس (بيستوپنجم دسامبر) ميباشند.
» موسيقي
موسيقي بنگلادش در طول قرون متمادي به سه شكل فولكلور، مدرن و كلاسيك به حيات خود ادامه داده است. موسيقي فولكلور در واقع موسيقي فرهنگ ملّي و برگرفته از آداب و سنن مردم كشور ميباشد. اين نوع موسيقي در طول سالها توسط نقالان و شاعران روستايي تكامل يافته است. موسيقي فولكلور به علت برخوردار بودن از ملوديهاي دلنشين و كلمات ملموس عاشقانه، غمگين، نيايشي و عرفاني، مردميترين نوع موسيقي در كشور محسوب ميگردد. از جمله معروفترين نوع موسيقيهاي فولكلور كشور مي توان به bhatiali ، bowl ، jaari ، shari ، gambhira ، marfati و murshidi اشاره نمود. در اين مجموعة موسيقي مي توان تصنيفهاي عاشقانه با مضامين اميد و آرزو، عشق و شيفتگي، خوشبختي و بدبختي را به خوبي لمس نمود. از جملة آثار موسيقي مدرن كشور بنگلادش مي توان به آثار شاعر حماسي كشور بنام Kazi Nazrul Islam و همچنين به آثار Rabindranoth اشاره نمود.
Rabindranath شاعر سرشناس بنگلادشي به تركيب موسيقي غرب و شرق پرداخته و سبك جديدي از موسيقي را ارائه نمود و اما Nazral شاعر معروف بنگلادشي آميزهاي از موسيقي فولكلور و كلاسيك بنگالي با آهنگهايي متعلّق به آسياي ميانه را ارائه نمود.
كشور بنگلادش از گونه هاي غني موسيقي كلاسيك برخوردار ميباشد. اين كشور موسيقي دانان و اساتيد موسيقي زيادي با شهرت بين المللي نظير ustad Alauddin khan ، ustad Ali Akbar khan ، ustad Ayet Ali khan در زمينة موسيقي كلاسيك به جامعة موسيقي تقديم نموده است.
» نمايشنامه
نمايش يكي از مهمترين ابزارهاي تفريحي كشور بنگلادش محسوب ميگردد. دو نوع مختلف از نمايش تحت عناوين Gatra و تئاتر ملّي رايج ميباشد. Gatra در واقع همان تئاتر فولكلور يا محلّي است كه به طور گستردهاي چه در ميان روستائيان و چه آنهايي كه در مناطق شهري زندگي ميكنند از محبوبيت چشمگيري برخوردار است. فصل زمستان بهترين فصل اجراي نمايش Gatra در بنگلادش ميباشد، كه اغلب در شب به نمايش گذارده مي شود. بعد از استقلال كشور در سال 1971 صنعت تئاتر از حيات دوبارهاي در اين كشور برخوردار گرديد.
» ورزش
ورزش يكي از بهترين نوع سرگرميها در كشور بنگلادش ميباشد. هر كشوري بنا به نوع فرهنگ و آب و هوا داراي بازيهاي محلي ميباشد كه توسط مردم بومي به اجرا در ميآيد. از جمله بازيهاي محلي و بومي كشور بنگلادش مي توان به بازيهايي با نامهاي do ِ do ِ Ha ، dariabandha ، ekkaِdoka ، kanamachi اشاره نمود. از آنجايي كه اين كشور داراي رودخانه هاي بسياري است عمدة حمل و نقل مردم از طريق قايقها صورت ميگيرد. از اينرو مسابقاتي تحت عنوان Nauka ِ baich كه نوعي مسابقات قايقراني ميباشد يكي از مهمترين ورزشهاي اين كشور محسوب ميگردد. باگذشت زمان افراد تحصيل كردة كشور بنگلادش اغلب بسوي ورزشهاي بين المللي نظير فوتبال، واليبال بدمينتون، كريكت و هاكي روي آوردهاند.
» هنرهاي زيبا
ريشة تمايلات به گسترش هنر در كشور بنگلادش را مي توان در مؤسسات هنري و صنايع دستي كه در اواخر دهة 1940 توسط اشخاصي چون زينالعابديني، انوارالحقي، قمرالحسن شفيعالديني احمد تأسيس يافتند جستجو نمود. از آنجايي كه اغلب هنرمندان بنگلادشي در كلكته آموزش ديده و با تمامي سبكهاي هندي آشنا ميشوند بنابراين در ارائه آثار هنري از تركيبي از هنرهاي مدرن هندي و هنرهاي فولكلور سنتي بهره ميبرند.
» صنايع دستي
در صنايع دستي بنگلادش مربوط به دورة قرون وسطي، آثار برتر را مي توان در بين كارهاي جشن زن و مرد مشاهده كرد. كندهكاريهاي روي چوب و سنگ، اشكال كنده شده بر روي عاج فيل، سفالگري، بافتن پارچه هاي چيت، ساختن ابزار آلات فلزي، بافتن كنف و بوريا، مليله دوزي، گلدوزي، سوزن دوزي همه از جملة بهترين نمونه ها ميباشند طي قرون 17 و 18 اغلب اين وسايل به اروپا، آفريقا و بخشهايي از آسيا صادر گرديد در طي هجوم بريتانيا و اعمال قوانين انگليسي توليد چنين ابزار سنتي براي بنگلادشيها منع گرديد. و به اين ترتيب انتظار ميرفت كه اين گونه صنايع دستي از صحنة هنر اين كشور خارج گردد. اما بعد از آزادي كشور در سال 1971 مردم دوباره به صنايع دستي روي آورده و مجدداً به احياء آن پرداختند.
ابزارهاي تاريخي و ميراث فرهنگي كشور بنگلادش در واقع شاهدي براي فرهنگ و هنر متداول و رايج اين كشور از زمانهاي باستان تا زمان عصر حاضر ميباشد. دايره باستانشناسي و موزه هاي كشور بنگلادش به حفاري مكانهاي مختلف و شناسايي تمدنهاي باستاني موجود در اين كشور اقدام نموده است. و در اين راه اشياء مختلف هنري و صنايع دستي نظير مجسمه ها، سفالينها، لوحههاي سنگي، كتيبهها، سكههاي قديمي و ابتدائيترين سلاحها را كشف نموده است. از جملة وظايف ديگر اداره مذكور علاوه بر اكتشاف و جمع آوري، حفاظت و نگهداري از اشياء و به نمايش گزاردن آنها در موزه هاي مختلف كشور ميباشد. از آنجايي كه اينگونه اشياء هنري و فرهنگي اغلب توسط هنرمندان پيشين كشور ساخته شده، بنابراين مطالعه بر روي چنين آثاري، تصوير روشني از جامعة گذشتة كشور را براي مردم عصر حاضر منعكس خواهد نمود.
» ادبيات
زبان بنگالي كه زبان 95% از مردم بنگلادش محسوب ميگردد در زمرة زبانهاي خانوادة هندي ِ آريايي ميباشد. ادبيات مذهبي با كلمات مسجع شورانگيز پايه و اساس ادبيات كشور بنگلادش در قرون وسطي محسوب ميگرديد. بعدها ادبيات مذهبي اسلامي با نثر غني ظاهر شد. در سالهاي نخستين شكل گيري ادبيات كشور بنگلادش سرودن شعر تنها، به عنوان ابزار ادبي شناخته ميشد اما در قرن 18، نثر وارد ادبيات شده و بدين ترتيب رماننويسي و نمايشنامه نويسي در اين كشور رونق يافت. از جمله شخصيتهاي برجستة ادبيات در بنگلادش ميباشند. kazi Nazrul , Rabindranath tagore, michael Medhusudan Dutta اشاره نمود. Rabindranath tagore جايزة نوبل ادبيات را به خود اختصاص داده و سرايند يكي از سرودهاي ملّي كشور بنگلادش ميباشد.
» فرهنگ بومي
حدود يك ميليون فرد بومي در كشور بنگلادش زندگي ميكنند. اين افراد بومي اغلب به چندين گروه تقسيم ميگردند. اكثر اين افراد بومي در جنوب شرقي و شمال شرقي مناطق كوهستاني و تعداد كمي از آنها در دشتهاي غربي و شمالي زندگي ميكنند. تاكنون در حدود 27 اجتماع قبيلهاي در كشور بنگلادش شناسايي گرديده است. از جمله اين قبايل مي توان به قبايل tripuri , marma, chakam , manipuri , Garo , Hagong و santal اشاره نمود. santal ها در واقع اعقابنژاد آسيايي ميباشند كه جزء اولين ساكنان سرزمين بنگلادش بوده و در فلات بنگلادش زندگي ميكنند. اماّ 26 اجتماع قبيلهاي ديگر همگي اعقاب نژاد مغول بوده و از طريق كشور برمه و تريپورا و منطقه Assam وارد كشور بنگلادش شده و در مناطق كوهستاني سكني گزيدهاند. هيچ يك از اين قبايل خط نوشتاري براي نوشتن ندارند. زندگي و فرهنگ قبايل كوهستاني كم و بيش مشابه هم است. همگي آنها روش خاصي براي كشت محصول تحت عنوان jum chash دارند. صنعت كلبهسازي آنها غني است. همگي آنها از تنوعات سنتي، طرز بافندگي و جواهرات منحصربفرد خود برخوردار ميباشند. الياف بكار رفته در بافندگي اغلب به رنگهاي سياه، سبز، قرمز و زرد محدود شده و به صورت درشت بافته مي شود.
» دستورالعمل هاي كلّي سياست فرهنگي
فرهنگ كشور بنگلادش در نوع خود بينظير بوده و از لحاظ هويتي داراي چهرة نماياني است و به راحتي قابل تميز از ساير فرهنگهاي جهان ميباشد. در واقع فرهنگ كشور بنگلادش متناسب با نوع آب و هوا واكولوژي اين كشور ميباشد. سياست فرهنگي بنگلادش در واقع در جهت ارائه آگاهيهاي ملّي مثبت و آشناتر كردن هر چه بيشتر مردم اين كشور با فرهنگ كشور گام برداشته است. آگاهي فرهنگي ملّي موجود در سياست فرهنگي كشور بنگلادش در واقع به عنوان مهمترين عامل جنبش زباني سال 1952 و جنگ آزاديبخش سال 1971 ميباشد. در طول مدت اِعمال قوانين پاكستان و انگليس به مردم بنگلادش، اين كشور را در وضعيت نامساعدي قرار داشت.
چرا كه تمامي تلاشها به تجزية فرهنگ بنگالي به چندين بخش منتهي ميگرديد. از جملة اين ناامنيهاي فرهنگي مي توان به منع پخش آهنگهاي محلي Rabindra در راديو و تلويزيون اشاره نمود. از جمله موانع ديگر مي توان به پيشنهاد جايگزينسازي تكلم و آموزش زبان اردو به جاي زبان رسمي بنگالي از سوي پاكستانها اشاره نمود، كه البته به شدت مورد مخالفت دانشجويان دانشگاه داكا قرار گرفت. از سال 1952تدريجاً جنبش گستردهاي در تمامي بخشهاي بنگلادش به راه افتاد. از جنبش تاريخي اين كشور تحت عنوان نهضت زباني ياد مي شود كه در حين جنگ آزاديبخش سال 1971 به اوج خود رسيد.
بعد از آزادي كامل كشور بنگلادش، سياست فرهنگي اين كشور چهرة جديدي به خود گرفت. نياز به يك سياست فرهنگي غيرمذهبي در كشور از سوي ارگانهاي هنري و فرهنگي ِ دولتي اعلام گرديد. در اين زمان اگرچه تعداد زيادي فرهنگهاي بومي در كشور بنگلادش وجود داست اما گونههاي جديدي شروع به ظهور نمودند. در اين زمان تلاشهاي گستردهاي در زمينة حفاظت از فرهنگ بومي بنگالي و معرفي آن به شكل واقعي و سنتياش شكل گرفت. دولت بنگلادش تمامي مسؤوليتها در قبال حفاظت، نگهداري و ارتقاء فرهنگ بومي را بر عهده گرفت. عناصر فرهنگي منسوخ شده و آن بخشي از فرهنگ سنتي كشور كه كمرنگتر شده بود طي تحقيقات و مطالعات گستردهاي احياء گرديد در اين زمان تشويق و ترغيب فعالانهاي از سوي دولت به منظور ارتقاء كيفي فرهنگي به اشكال مختلف به معناي واقعي آن آغاز گرديد. قراردادهاي فرهنگي با كشورهاي توسعه يافته جهان به منظور عزيمت هنرمندان بنگلادشي به آن كشورها جهت معرفي شكل جديد ميراث فرهنگي كشور منعقد گرديد.
در مقابل هنرمنداني از كشورهاي جهان به بنگلادش دعوت شدند تا اينكه هنرمندان داخلي به امكان آموزش فوت و فن و دانش كافي در جهت ارتقاء فرهنگ كشور دست يابند. در قانون اساسي بنگلادش مواد قانوني در رابطه با ارتقاء سطح فرهنگ و هنر در تبصرههاي شمارة 24 و 23 آورده شده است. از اين رو هنر و فرهنگ كشور بنگلادش با تكيه بر اين مواد قانوني پشتوانة ملي و دولتي نيز يافته است.