» مقدمه
كشور مالزي در قلب جنوب شرقي قارة آسيا واقع شده است. اين كشور با مساحتي بالغ بر 758/329 كيلومتر مربع از شبه جزيره مالزي، ايالتهاي sabah و sarawk و ناحيه فدرال Labuan در ناحيه ساحلي شمال غرب جزيره Borneo تشكيل شده است. اين دو ناحيه از طريق آبهاي درياي جنوب چين (شاخهاي از اقيانوس آرام) به مساحت 540 كيلومتر از يكديگر مجزا شده اند. شبه جزيره مالزي با مساحتي بالغ بر 598/131 كيلومتر مربع از شمال با كشور تايلند و از جنوب با كشور سنگاپور هممرز ميباشد در حالي كه ايالت sabah با مساحت 620/73 كيلومتر مربع و ايالت sarawk با مساحتي بالغ بر 449/124 كيلومتر مربع با سرزمين kalimantan كشور اندونزي هم مرز ميباشد.
نويسندگان تاريخ باستان از شبه جزيره مالزي تحت عنوان شبه جزيره طلايي ياد كردهاند. مكان مركزي كشور مالزي واقع در جنوب شرقي قارة آسيا متحمل تغييرات عمده اي در زمينه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي بوده است. چنين تغييراتي عمدتاً از سوي كشورهاي همسايه و همچنين از سوي غرب در طول قرنها بر اين كشور اعمال شده است. در تاريخچة اولية كشور، شبه جزيره مالزي توسط گروه هاي كوچكي از مالزيان (malays) كه اغلب در طول سواحل دريا، دهانة رودخانه ها و كرانة رودها ميزيستهاند، اشغال شده است.
بعدها ساكنين اوليه مالزي در جهت حفظ سرزمينهاي خود به مبارزه با تجّار خارجي، مبلغيّن مذهبي عرب و تجارّ چيني و هندي پرداختند. همچنين در همين حين مالزياييها تحت تأثير فشارهاي خارجي قدرتهاي همسايه نظير امپراطوري سري و يجايا (srivigays) با گرايش به مذهب بودا در سوماترا و امپراتوري ماجاپاهيت (majapahit) با گرايش به مذهب هندو در جاوه قرار داشتهاند. اين دو همساية قدرتمند تأثيرات پايدار مذهبي و فرهنگي زيادي بر روي جامعه كشور مالزي از خود برجاي گذاشتند. ساكنين ساحلي مالزي بعدها به پادشاهي قدرتمندي تحت عنوان (Melaka) بدل گشته و اين كشور به مركز اقتصادي در قرن يازدهم تبديل شد. پس از پذيرش دين اسلام با آغوش باز از سوي حكمرانان (Melaka) اين مذهب در سرتاسر شبه جزيره مالزي گسترش يافت. پرتغاليها در سال 1511 پادشاهي قدرتمند (Melaka) را تصرف كرده و هلنديها نيز در سال 1874 به اين كشور وارد شدند.
قوانين استعماري بريتانيا با امضاي معاهدة پانگور (pangkor) در سال 1874 بر اين كشور حكمفرما شد. امّا بعدها در سال 1957 اتحاديه مالايا (Malaya) بار ديگر استقلال يافته و با ادغام دو ايالت (sabah) و (sarawk) در سال 1963، كشور امروزي مالزي به مفهوم واقعي خود شكل گرفت. كشور مالزي سرزميني با تنوعات گوناگون نژادي، فرهنگي، زباني و مذهبي است. جمعيت اين كشور بالغ بر 21 ميليون نفر ميباشد. گروه هاي نژادي عمده در كشور مالزي عبارت از مالزياييها، چينيها و هنديها ميباشد. لازم به ذكر است كه گروه هاي نژادي نام برده شده متعلق به شبه جزيره مالزي ميباشند و اين در حالي است كه در دو ايالت (sabah) و (sarawk) گروه هاي نژادي با نامهاي: كادازانس (kadazan) ، داياكسي (Dayaks) ، باجااوسي (Bajaus) ، ملائوس (Melanan) و موروستي (Murut) در اكثريت قرار دارند. زبان رسمي كشور مالزي زبان باهاسا مالزيا ميباشد و اين در حالي است كه گروه هاي قومي مختلف هر يك با لهجه هاي زباني مخصوص به خود به تكلّم ميپردازند.
كشور مالزي با وجود تنوعّات قومي داراي اديان مختلفي چون اسلام، بودا، هندو و مسيحيت ميباشد. بر طبق قانون اساسي فدرال، دين اسلام به عنوان مذهب رسمي اين كشور شناخته شده، اما مذاهب گوناگون ديگر (نام برده شده در فوق) در كمال آرامش و صلح در تمامي نقاط كشور رايج ميباشند.
فرهنگ مالزيايي ارزش زيادي براي ادب و نزاكت، ميانهروي و آرامش و برقراري روابط دوستانه و موزون در ميان اعضاء خانواده، همسايگان و اجتماع قائل شده است. از آنجايي كه مالزياييها براي تمامي عقايد و افكارات ارزش قائل گشته و به تمامي آنها احترام ميگذارند، از اين رو جشنواره هاي مذهبي و فرهنگي با عناوين جشن (kadazan) ، جشن Gawai Dayak ، جشن سال نو چينيها، جشن (Deepavali) ، جشن (Thaipusam) ، جشن (Visak Day) ، جشن كريسمس و ديگر اعياد به بهترين نحو در اين كشور برگزار ميگردد. سيستم شهرسازي تغييرات عمده اي را در تراكم جمعيت كشور مالزي به همراه داشته است، به طوري كه در سرشماري سال 1991 حدود 51% از جمعيت كشور در مناطق شهري ساكن شده و اين در حالي است كه اين ميزان در مقايسه با آمار 34% شهرنشيني در سال 1980 رشد چشمگيري در جمعيت شهر نشيني كشور را نشان ميدهد.
كشور مالزي با سرعت هر چه تمامتر از يك كشور توليد كننده عمده مواد اوليه به كشوري صنعتي مبدل گرديده است. اقتصاد گذشته اين كشور اقتصادي كاملاً وابسته محسوب ميگشت و اين وابستگي خصوصاً در دو كالاي اساسي لاستيك و قلع به شدت به چشم مي خورد. اما امروزه اقتصاد اين كشور به بخشهاي متنوعي از توليدات گوناگون كالاها از توليدات كشاورزي و محصولات لاستيكي و چوبي گرفته تا توليدات الكتريكي نظير نيمه رساناها و مدارهاي كامپيوتري توسعهيافته است. اين در حالي است كه صنايع روستايي نظير طراحي بر روي پارچة چيت، بافندگي، سفالگري، حصيربافي و سبدبافي و... با انواعي از طراحيهاي منحصربهفرد مالزيايي از سوي دولت مورد تشويق و حمايت قرار گرفته است.
» دستورالعمل هاي كلي سياست فرهنگي
كشور مالزي كشوري با تنوعات چندگانه قومي و ميراث فرهنگي غني ميباشد. ميراث فرهنگي اين كشور به اشكال گوناگوني نظير نسخه هاي خطي، هنرهاي دستي، مجسمه سازي، مضامين ادبي سنتي و طراحي روي پارچهها و جواهرات و... به چشم مي خورد. بخشي از ميراث فرهنگي اين كشور در كتابخانه ها، موزه ها، آرشيوها، نمايشگاههاي هنري و مراكز فرهنگي نگهداري ميشوند. ميراث فرهنگي اين كشور همچنين در برگيرنده موسيقي و ترانههاي سنتي، شعر و آهنگ، افسانهها، گياهان دارويي سنتي و آداب و سنن گفتاري ميباشد كه از نسلي به نسل ديگر منتقل ميگردد. دولت مالزي به مؤثر و كارآمد بودن برنامه هاي فرهنگي در جهت ارتقاء كيفيت سطوح زندگي و يكپارچهسازي ملي پي برده است. در همين راستا دولت مالزي در تلاش جهت ايجاد اتحاد ملي قابل پذيرش براي كليه ساكنين كشور، بدون در نظر گرفتن عقايد مذهبي و قومي خاصي، در طي اقدامي، از موجوديت ملي تحت عنوان ستونهاي ملي كشور نام برده و آن را تحت عنوان Rukune gara به عموم مردم معرفي نموده است. مفاد موجود در Rukunegara به موارد ذيل تأكيد دارند:
1ـ برقراري اتحاد هر چه بيشتر در ميان ساكنين مناطق مختلف كشور.
2 ِ اتخاذ شيوه دموكراتيك در زندگي.
3 ِ ايجاد جامعه قانوني كه قادر به تقسيم عادلانه ثروت ملي ميباشد.
4 ِ برقراري نظام جمهوري و ليبرال در تمامي سنتهاي فرهنگي متنوع موجود در كشور.
5 ِ ايجاد جامعه مترقي در جهت كسب علوم تكنولوژي پيشرفته.
جهت نيل به اهداف فوق قوانين هويت ملّي موجود در Rukune gara تحت 5 اصل ذيل هدايت ميشوند: اعتقاد به خدا ِ صداقت و وفاداري به شاه و كشور استيلاي قانون اساسي بر كليه امور اجراي مقررات قانوني ِ احترام متقابل، رفتار اجتماعي مناسب و اخلاقيات. از جملة اصليترين وظايفي كه فرهنگ در كشور مالزي بر عهده دارد مي توان به غنيسازي هويّت ملي ِ قوت بخشيدن به درك متقابل فرهنگي در ميان گروهها و قوميتهاي مختلف و القاء آگاهيهاي فرهنگي و هنري به تودة مردم اشاره نمود. براي نخستين بار به طور رسمي در سال 1971 سياست فرهنگي ملي كشور مالزي تنظيم گرديد.
اين سياست مشتمل بر 3 هدف كلي تحت عناوين ذيل ميباشد:
1 ِ تأكيد بيشتر بر اجراي برنامه هاي فرهنگي در جهت غناي هويت ملي 2 ِ اجراي برنامه هاي فرهنگي در جهت اتحاد و يكپارچگي ملي 3 ِ اجراي برنامه هاي فرهنگي در جهت برقراري توازن و هماهنگي قومي و نژادي در ميان كليه قوميتهاي موجود در كشور. فرهنگ ملّي كشور مالزي همان فرهنگ مالي (Malay) ميباشد و اين در حالي است كه فرهنگهاي ديگر متعلق به گروه هاي قومي مختلف هر يك قادر به انجام فعاليت و ادامة حيات در كشور ميباشند. تصور بر اين است كه كشور مالزي تا سال 2020 به كشوري كاملاً توسعه يافته و مترقي مبدل گردد. اين ديدگاه بر اين نكته تأكيد دارد كه كشور مالزي در تمامي جهات توسعه خواهد يافت و به ملّتي متّحد، با تكيه بر ارزشهاي اخلاقي و معنوي و غني از اطلاعات و فرهنگ علمي و فنآوري مبدل خواهد شد.
و اين در حالي است كه كشور مالزي جهت تحقق به چنين آرمانهاي پيشبيني شده اي سعي در انجام اموري دارد كه از جمله آن اهداف مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1 ِ تربيت ملّت مالزيايي متحد و همبسته
2 ِ ايجاد جامعه مالزيايي توسعهيافته ِ امن و ليبرال
3 ِ پرورش و سوق دادن جامعه به سمت جامعه دموكراتيك
4 ِ ايجاد جامعهاي كاملاً اخلاقي و قومي
5 ِ ايجاد جامعهاي پرتحمّل (در مقابل مشكلات اجتماعي و اقتصادي و...) آزاد و پيشرفته و علمي
6 ِ ايجاد جامعهاي كه از لحاظ اقتصادي، عدالت اجتماعي بطور كامل در آن رعايت گردد. يعني ثروت ملي به طريقهاي منصفانه در ميان تمامي اقشار جامعه تقسيم گردد.
7 ِ ايجاد جامعهاي شكوفا با اقتصادي كاملاً پويا ِ نيرومند ِ انعطاف پذير و رقابتي
اما از ميان تمامي اين موارد در جهت نيل به جامعهاي كاملاً توسعهيافته، ارزشهاي اخلاقي، مذهبي و معنوي با تأكيد كاملاً بيشتري دنبال ميگردد و سيستم معيار مناسب سيستمي است كه در مرحلة اول بر ارزشهاي اخلاقي شامل مذهب ِ آداب و رسوم و سنتها تكيه داشته باشد. در اين راستا ارزشهاي اخلاقي و معنوي نظير نظم و انضباط، امانتداري، سختكوشي، اتحّاد، انعطاف پذيري، استقامت، صرفهجويي و احترام به اشخاص مسنتر كه چهارچوبهاي اصلي اجتماعي جامعه مالزيايي را تشكيل ميدهند از طريق سيستم آموزشي كشور، سازمانهاي تجاري و برنامه هاي آموزشي خانواده، پيگيري و تقويت ميگردد.
لازم به ذكر است كه بيشترين برنامه ريزيها در خصوص معيارهاي اخلاقي معطوف به جوانان ميباشد. در اين راستا برنامه هاي آموزشي تحت عنوان (youth friendship program) در جهت اشاعه شيوه هاي صحيح زندگي در ميان جوانان و القاء ارزشهاي مثبت در ميان آنها شكل گرفته است. علاوه بر برگزاري دوره هاي آموزشي، حوزة هنري وزارت فرهنگ، هنر و جهانگردي كشور اقدام به برگزاري اردوهاي اجتماعي ِ فرهنگي نموده و به تشويق و ترغيب عموم مردم و به ويژه جوانان در جهت پرداختن هر چه بيشتر به مسائل و فعاليتهاي فرهنگي نموده است.
اين گونه اقدامات و برگزاري چنين اردوهايي براي جوانان به ايجاد نسل فرهنگي خلاق و متفكر در زمينه هاي هنري و فرهنگي در درازمدت منجر خواهد شد. اين اردوها اغلب براي تمامي مقاطع سني و براي عموم مردم و اعضاي سازمانها و... در سطح استانها ِ شهرها و بخشهاي كشور برگزار ميگردند. در حالي كه جهان پا به هزاره سوم ميگذارد يعني هزارهاي كه در آن فنآوري اطلاعاتي به عنوان اصليترين عامل جامعه جهاني مطرح ميباشد دولت مالزي نيز به طور گستردهاي سعي در ارتقاء سطح فنآوري اطلاعاتي جامعه به ويژه در ميان نسل جوان كشور دارد.