» مقدمه
كشور نيوزيلند، كشوري پادشاهي، با دولتي دموكرات و استوار بر رأي اكثريت مردم ميباشد. اين كشور متشكّل از دو جزيرة اصلي و تعدادي جزاير كوچكتر با مساحتي بالغ بر 534/270 كيلومتر مربع يعني اندكي بيشتر از مساحت كشور انگلستان ميباشد. تقريباً 1600 كيلومتر طول اين كشور، در مدار 13 درجة عرض جغرافيايي از 34 درجة جنوبي تا 47 درجة جنوبي امتداد يافته است. بيشتر مساحت اين كشور را كوهستان، پوشيده از برف آلپ جنوبي، در بر گرفته است. بر طبق آخرين آمار سال 1996 جمعيت كشور نيوزيلند در حدود 000/700/3 نفر ميباشد كه از اين مقدار 85% از جمعيت در مناطق شهري و 29% در شهر بزرگ اوكلند سكونت دارند. ميزان رشد جمعيت در كشور نيوزيلند مانند اكثر كشورهاي غربي از اواسط دهة 70 ميلادي به دليل كاهش ميزان مواليد تنّزل يافته است. به طوري كه افزايش جمعيت در اين كشور كمتر از 1% ميباشد.
عليرغم شهرت كشور نيوزيلند در داشتن جامعهاي روستايي 85% از مردم در شهرها زندگي ميكنند. جامعة نيوزيلند نسبتاً جوان است. كودكان كمتر از 15 سال، بيش از 23% كل جمعيت و افرادي با سنين بالاتر، 60% از جمعيت كشور را تشكيل ميدهد. تقريباً 34 جمعيت كشور نيوزيلند از نژاد اروپايي هستند، كه به زبان مائوري، (Pakena) يعني غيرمائوري خوانده ميشوند.
پس از آن نژاد اروپايي نيوزيلند بزرگترين گروه نژادي هستند كه تقريباً 10% از كل جمعيت كشور را تشكيل ميدهند. اقليت مهم و در حال رشد كشور نيوزيلند را پولنيزياييهاي جزاير اقيانوس آرام از قبيل ساموآ (Samoa) ، تونگا (Tonga) و فيجي (Fiji) تشكيل ميدهند كه 4% از كل جمعيت را در بر ميگيرد. ساير گروه هاي نژادي ساكن در كشور نيوزيلند، نيوزيلنديهاي چيني و هندي تبار ميباشند. همچنين لازم به ذكر است كه بر اساس سرشماري سال 1991، تعداد 000/240 انگليسي مقيم كشور نيوزيلند ميباشند. اكثر نيوزيلنديها در منطقة نورث آيلند زندگي ميكنند و تقريباً 13 آنها در ناحية اوكلند ساكنند. اوكلند، بزرگترين شهر نيوزيلند و ولينگتون پايتخت كشور، بعنوان شهري كه مركز نهادهاي فرهنگي و سازمانهايي دولتي است مطرح ميباشد.
فرهنگ مائوري، در واقع فرهنگ بومي نيوزيلند است و به مدت 1000 سال است كه مردم مائوري در نيوزيلند سكونت دارند و اين در حالي است كه مردم پاك (اروپاييهاي مقيم نيوزيلند) تنها مدت 150 سال است كه در نيوزيلند مأوا گزيدهاند. فرهنگ مائوري از فرهنگهاي ديگر موجود در كشور نيوزيلند مجزاست. با اين حال فرهنگهاي موجود در نيوزيلند بر يكديگر اثر ميگذارند. با آنكه اكثريت نيوزيلنديها از نژاد انگليسي هستند، سعي دارند خود را مستقل از كشور انگليس نشان دهند و براين اساس داراي ديدي انتقادي نسبت به زندگي، فرهنگ و آب و هواي انگلستان هستند. عليرغم علاقمندي به ديدگاههايي نو و غيرسنتي، مردم روستايي نيوزيلند در ارائه نظريات، پيرو سنتّها ميباشند. و شيوه هاي نوين زندگي در ميان آنها عموماً تثبيت نيافته است. امتيازات خاص دولتي، براي مائوريها در زمينه هاي شغلي و آموزشي در نظر گرفته شده است. و اين در حالتي است كه رهبران مائوري اعتراف ميكنند كه از جمله مشكلات بزرگ اجتماع مائوري افزايش وابستگي مردم به رفاه اجتماعي است.
كشور نيوزيلند، كشوري وحدتطلب ميباشد. دولت محّلي اين كشور وابسته به دولت مركزي است و وظايف آن در ميان شوراهاي منطقه اي، شوراهاي بخشي و شوراهاي شهر توزيع گردند. قدرت و خطمشي دولت محلي توسط پارلمان نيوزيلند تعيين ميشوند. دولت محّلي از دو سطح تشكيل شده است. سطح اول شامل شوراهاي منطقه اي است كه مسؤوليت بهره برداري از زمينها را بر عهده دارند. اين مسؤوليتها شامل كنترل آفات گياهي و دفاع غيرنظامي در هنگام بروز حوادث غيرمترقبه نظير سيل يا زلزله ميگردد. سطح دوم، شوراهاي داخلي يا محّلي ميباشند. اين شوراها مستقيماً توسط دولت انتخاب شده و قدرت تنظيم نرخها را دارند. همچنين ارائه دهندة خدمات شهري، استفاده از پاركها، كتابخانه ها و ساير خدمات فرهنگي ميباشند.
اگرچه كشاورزي، صنايع توليدي، صنعت جهانگردي و ديگر خدمات از جمله بخشهاي اقتصادي كشور نيوزيلند به شمار ميآيند، بخش فرهنگي هم به علّت برخورداري از اهميت در اين كشور همگام با فعاليتهاي اقتصادي رشد ميكند. بخش فرهنگي كشور نيوزيلند حدود 5% از نيروي كار و 5% از تمامي فعاليتهاي به عمل آمده در كشور را به خود اختصاص داده است.
» دستورالعمل هاي كلي سياست فرهنگي
فعاليتهاي دولت در زمينه هاي فرهنگي به طور جدّي از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم آغاز گرديده است. در اين رابطه مي توان به تأسيس مؤسسات ميراث فرهنگي توسط دولت بعنوان اولين مرحله در جهت اجراي فعاليتهاي فرهنگي اشاره نمود. از جمله مؤسساتي كه در زمينة ميراث فرهنگي توسط دولت احداث شده اند، مي توان به موزة (Te Papa Tongare wa) ، موزة ملّي نيوزيلند و آرشيوهاي ملّي اشاره نمود. همچنين موزه هاي متعدد مّلي، كالريهاي هنري و كتابخانه هاي متعددي تا اواخر قرن نوزدهم توسط دولت در كشور احداث گرديد. مسؤوليت حفظ، اداره و نگهداري از چنين مراكز فرهنگي به عهده دولت محلّي بوده و هنوز هم جزئي از وظايف آن محسوب ميگردد. فعاليتهاي دولت نيوزيلند در بخش راديو و تلويزيون به طور گسترده از سال 1925 آغاز گرديد. حمايتهاي سازمان يافته دولتي از فعاليتهاي هنري و فرهنگي كشور با افتتاح و اختصاص بودجة ادبي و اركستر سمفوني ملّي كشور در دهة 1940 به طور جدّي به تحقق پيوست. از جمله ديگر فعاليتهاي حمايتي مالي و غيرمالي دولت نيوزيلند در قبال فرهنگ و هنر كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1 ِ انتصاب شوراي هنري ملكه اليزابت دوّم (در سال 1963)
2 ِ تشكيل شوراي هنري نيوزيلند تحت عنوان Toj Aotearoa (در سال 1994)
3 ِ تشكيل كميسيون فيلم نيوزيلند (در سال 1978)
4 ِ تشكيل كميسيون راديو و تلويزيون تحت عنوان NZ (در سال 1989)
دولت نيوزيلند در راستاي حمايت از بخشهاي فرهنگي كشور، در واقع از روند سياستهاي توسعة يافته كشورهاي مشتركالمنافع انگليسي زبان بهره ميبرد. بر طبق اين سياستها، دولت خود، نظارت بر مؤسسات و سازمانهاي فرهنگي و هنري و اعضاي آنها و همچنين تخصيص بودجة اقتصادي به بخش فرهنگ را از طريق تصويب قوانين پارلماني، بر عهده دارد. بر طبق مفاد قوانين مذكور هر مؤسسه فرهنگي قادر است به طور خود مختار در تصميم گيريهاي سياسي و اجرايي، تحت نظارت دولت فعاليت نمايد. اين قوانين همچنين به بخشهاي فرهنگي كشور اجازه ميدهند كه بدون دخالت دولت و با آزادي بيان كامل به فعاليت بپردازد. تمركز دولت، سازمانها و سياستهاي دولتي جهت تحت پوشش قرار دادن و حمايت از طيف وسيع فعاليتهاي فرهنگي، قومي و محلي كشور نيوزيلند براي نخستين بار و بطور جدّي در دهة 1970 به وقوع پيوست. اين سياستها در جهت تشويق حضور جامعه بويژه اقشار قومي و محّلي در زمينه هاي مختلف فرهنگي و همچنين حمايت از كاروان فرهنگي كشور طرح ريزي گرديد.
اعمال تغييرات اساسي، در سياستهاي فرهنگي كشور نيوزيلند كه توسعة فرهنگي كشور را بطور چشمگيري در پي داشت همچنين در سطوح بين المللي توسط سازمان علمي ِ تربيتي و فرهنگي ملل متّحد (UNESCO) دنبال گرديد. عامل ديگري كه تأثير بسزايي در ساختار سياست فرهنگي كشور نيوزيلند داشت؛ تجديدنظر در نوع قدرت قانوني بود كه به معاهدة waitangi در سال 1975 تعلّق گرفته بود. طبق اين تجديدنظر مؤسسات دولتي تأسيس شده نياز به تحت پوشش قرار دادن هر دو فرهنگ مائوري و غيرمائوري و علائق آنها و همچنين اختصاص بودجه هاي جداگانة مالي براي هر يك از آنها را احساس نمودند. اصلاحات اقتصادي كه در دهة 1980 بوقوع پيوست نقش دولت را در ارائه توليدات يارانهاي، در بيشتر بخشها، هر چه بيشتر روشن مي نمايد.
عليرغم اينكه دولت نيوزيلند به حمايتهاي خود از بخش فرهنگي كشور ادامه داده است، همچنين طي 10 سال گذشته، بر ضرورت اختصاصِ بودجه هاي مالي به بخشهاي دولتي و بخشهايي كه تا حدودي تحت نظارت دولت اداره ميشوند تأكيد داشته به حمايت قانوني از تقاضاهاي عمومي پرداخته است. لازم به ذكر است سهم سرمايه گذاري دولتي در حوزه هاي فرهنگي كشور از تملّك انحصاري دولت خارج شده و بيشتر با درآمدهاي حاصل از سودهاي ملّي اداره ميگردد. فعاليتهاي دولت در حوزه فرهنگي كشور شيوهاي متعادل از حمايتها تبديل شده و اغلب اين حمايتها شامل ادارات دولتي ميگرديد.
بدين قرار ادارات دولتي كه در زمينه هاي فرهنگي فعاليت داشتند به مشورت با دولت پرداخته، چرا كه تا اين زمان وزارت امور فرهنگي تأسيس نشده بود؛ تا اينكه در سال 1991 وزارتي تحت عنوان وزارت امور فرهنگي در اين كشور تأسيس گرديد. به عنوان بخشي از فعاليتهاي راه كاري بين سالهاي 1997 تا 2000، دولت به شناسايي نيازهاي فرهنگي كه به نحوي در زمرة زير ساختهاي سياستي در جهت تعميق و تكامل هوّيتي كشور و ميراث فرهنگي آن محسوب ميگشت پرداخت.