منبع: مجله بشارت، شماره 59
«اسراف»، كلمه اي كه بارها آن را شنيده ، ولي بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ايم. راستي شما چقدر به اين موضوع فكر كرده ايد ؟ آيا اگر كسي به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،مي پذيريد يا نسبت به آن عكس العمل نشان ميدهيد؟ با توجه به اين كه هر يك از ما به نحوي مرتكب اسراف شده ايم بنا بر اين بهتر است كه بپذيريم ما نيز دچار اسراف ميشويم بدون اينكه متوجه آن باشيم.
غرق شدن در ماديات و روي آوردن به تجملات كه به حق مي توان آن را نوعي بيماري مربوط به قرن اخير ناميد، از نمونههاي بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار مي آيد. بسياري از افراد اگر به اندازه نياز خود مصرف كنند، جايي براي كمبود و فقر در جامعه باقي نمي ماند با كمي دقت در اين مورد، متوجه مي شويم بسياري از چيزهايي را كه مصرف مي كنيم و يا تمايل به داشتن آنها را داريم، غير ضروري هستند و نبود آنها هيچ مشكلي را در زندگي ايجاد نمي كند، بدون اسراف هم ميتوان زندگي سالم و درستي داشت، به شرط آنكه ساده زيستن را بر هر چيزي ترجيح دهيم.
خداوند در سوره مؤمن آيه 43 مسرفين را ياران آتش خوانده است. يعني اسراف كار،عاقبتي جز جهنم ندارد. اول جهنمي كه در دنيا به واسطه گرفتاري در دام فقر و پريشاني و دست نياز سوي ديگران بردن، براي خود درست كرده است و ديگري جهنمي كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت براي خود مهيا نموده است
اسراف كردن عملي مخالف ساده زيستي و راهي براي گستردن دامهاي شيطان است؛ زيرا اسراف موجب زياده روي و موجب زياده خواهي ميشود، زياده خواهي هم انسان را به خود مشغول كرده و از ياد خدا غافل مينمايد. بنابر اين براي اينكه در چنين دامي واقع نشويم بايد به هر آنچه كه داريم قانع باشيم و شرايط خود و خانواده را در نظر بگيريم و اجازه ندهيم تا اعمال اسرافكارانه ديگران ما را تحت تأثير قرار داده، و راهي اين مسير نمايد.
خداوند متعال در قرآن مجيد از اسرافكاران به عنوان «برادران شيطان» نامبرده و در سوره اسراء آيههاي 26 و 27 در اين مورد فرموده است :«حق خويشاوندان، بيچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زياده روي مكن كه زياده روي كنندگان، برادران شيطانند و شيطان نسبت به پروردگارش كفر ورزيد».
اولين نكته اي كه از اين آيه ميتوان برداشت نمود اين است كه خداوند متعال امر به انفاق كردن و بخشش فرموده است ولي حتي در اين مورد كه از اعمال صالحه ميباشد، اجازه زياده روي نداده است و ضمن اينكه بخشش را به اندازه توان اشخاص معين كرده است، خواسته است تا مسلمانان به دليل بخشش بي اندازه، خود نيازمند ديگران نشوند، و نكته دوم آن كه از اسراف كاران به عنوان «برادران شيطان »ياد كرده است.يعني افرادي كه زياده روي مي كنند، عمل آنها شيطاني و همدستي با شيطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتيباني ميكند) پس كسي كه اسراف ميكند پشتيبان شيطان و در اعمال او شريك مي شود، شايد تصور شود كه اين آيه اشاره به اين موضوع ميكند كه وقتي براي ديگران خرج ميكني، اسراف نكن و انسان هر چه براي خود خرج كند، اشكالي ندارد و اسراف محسوب نميشود، ولي با پرداختن به آيه ديگري از قرآن، اين شبهه نادرست برطرف ميشود و متوجه ميشويم كه اسراف به هر شكل و در مورد هر كس انجام گيرد مذموم و ناپسند است.
آنجا كه خداوند در سوره اعراف آيه 31 مي فرمايد :«اي فرزندان آدم در هر مسجدي زينت خود را برگيريد و بخوريد و بياشاميد اما اسراف نكنيد، زيرا خداوند اسراف كاران را دوست ندارد». توجه به معني اين آيه نشان ميدهد كه اسراف براي خود و براي ديگران پسنديده نيست.
اسراف كاري تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از اين مرحله فراتر رفته و به شكل نفساني و دروني بروز ميكند. آنجا كه انسان خود را برتر از ديگران و برتر از هر چه هست ميبيند و اين خود بزرگ بيني آنچنان زياد ميشود كه به نوعي اسراف تبديل ميشود. فرعون نمونه اين خود بزرگ بيني است. او آنقدر خود را بزرگ ميديد كه تصور ميكرد خداست و همه چيز تحت امر او قرار دارد و بنا براين، همه بايد مطيع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت كنند و چون چنين ادعايي نمود، عمل او عملي اسرافكارانه شد به گونه اي كه خداوند در سوره يونس آيه 14 در مورد او فرمود:
«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ في الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفين؛…و بدرستيكه فرعون در زمين برتري جست و هر آينه از اسراف كاران بود».
و كلام آخر در مورد اسراف ، آن است كه خداوند در سوره مؤمن آيه 43 مسرفين را ياران آتش خوانده است. يعني اسراف كار،عاقبتي جز جهنم ندارد. اول جهنمي كه در دنيا به واسطه گرفتاري در دام فقر و پريشاني و دست نياز سوي ديگران بردن، براي خود درست كرده است و ديگري جهنمي كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت براي خود مهيا نموده است.
اسراف كاري تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از اين مرحله فراتر رفته و به شكل نفساني و دروني بروز ميكند. آنجا كه انسان خود را برتر از ديگران و برتر از هر چه هست ميبيند و اين خود بزرگ بيني آنچنان زياد ميشود كه به نوعي اسراف تبديل ميشود.
تدبر در اين آيه نشان ميدهد اسراف موجب زيان رساندن به مال انسان و از بين رفتن آن در مدت زماني كوتاه ميشود و همچنين زندگي انسان را به جهنمي از فقر و نداري و تلاش بيهوده براي به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل ميكند. پس بيائيم تا با استفاده درست از نعمت هاي الهي جزء اسراف كاران قرار نگيريم و با پاسخ دادن به سئولات زير، از نقش اسراف در زندگي خود بكاهيم.
1.آيا به چيزي كه داريم قانع هستيم يا بيشتر و بهتر از آن را جستجو ميكنيم ؟
2.آيا دوست داريم مانند ديگران زندگي كنيم حتي اگر شرايط آنان را نداشته باشيم؟
3.آيا از آنچه در اختيار داريم نهايت استفاده را مي بريم ؟
4.كدام يك از اعمال ما اسرافكارانه بوده و براي جلوگيري از تكرار آن چه كرده ايم؟